LOVE
امید وارم که از وبلاگم خوشتون بیاد
سلام امروز یه شعر خشکل از کتاب دیوار نوشته فروغ فرخ زاد انتخاب کردم تا واسه تون بنویسم رویا با امیدی گرم و شادی بخش با نگاهی مست و رویائی دخترک افسانه میخواند نیمه شب در کنج تنهایی: بی گمان روزی ز راهی دور میرسد شهزاده ای مغرور میخورد بر سنگ فرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش میدرخشید شعله خورشید برفراز تاج زیبایش تاروپود جامه اش از زر سینه اش پنهان به زیر رشته هائی از دور و گوهر میکشاند هر زمان همراه خود سوئی باد...پرهای کلاهش را یا بر آن پیشانی روشن حلقه موی سیاهش مردمان در گوش هم آهسته میگویند: "آه...اوبا این غرور و شوکت و نیرو" "در جهان یکتاست" "بی گمان شهزاده ای والاست" دختران سر میکشند از پشت روزن ها گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار سینه ها لرزان و پر غوغا در طپش از شوق یک پندار شاید او خواهان من باشد لیک گویی دیده شهزاده زیبا دیده مشتاق آنان را نمی بیند او از این گلزار عطرآگین برگ سبزی هم نمی چیند همچنان آرام و بی تشویش می رود شادان براه خویش می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش مقصد او خانه دلدار زیبایش مردمان از یکدیگ آهسته میپرسند: "کیست پس این دختر خوشبخت" ناگهان در خانه می پیچد صدای در سوی در گوئی ز شادی میگشایم پر اوست...آری...اوست "آه،ای شهزاده،ای محبوب رویائی نیمه شب ها خواب میدیدم که می آئی" زیر لب چون کودکی آهسته می خندد با نگاهی گرم و شوق آلود بر نگاهم راه میبندد ای دوچشمات رهی روشن بسوی شهر زیبائی ای نگاهت باده ای در جام مینائی آه،بشتاب ای لبت هرنگ خون لاله خوشرنگ صحرایی ره بسی دور است لیک در پایان این ره...قصر پر نور است. مینهم پا بر رکاب مرکبش خاموش می خزم در سایه آن سینه و آغوش می شوم مدهوش باز هم آرام و بی تشویش می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر ضربه سم ستور باد پیمایش میدرخشد خورشید بر فراز تاج زیبایش میکشم همراه او زین شهر غمگین رخت مردمان با دیده حیران زیر لب آهسته میگویند "دختر خوشبخت..." سلام!!!! خوبین؟مرسی که به وبلاگ خودتون یه سری زدین. این پست هم از خودمه از جایی هم دزدی نکردم.یعنی خیلی وقته که دیگه بی خیال دزدی مطلب شدم!!!!!! راستی باید یه مطلب خیلی خیلی مهم بگم میدونم خیلی سخته ولی راه چاره ای نیست خب چی کار کنم راهی واسه ام نمونده اگه نگم شاید تا آخر عمر از دست من ناراحت باشین که چرا نگفتم. واسه خودم هم سخته. بازم شرمنده هستم شاید این بار آخری باشه که میخوام این حرف رو بهتون بزنم. باشه میگم ناراحت نشو بابا چیز مهمی نیست وایسا نرو میخوام بگم نظر یادت نره. (میدونم اگه اینجا بودی با لنگ کفش میزدی توی شرم!!!) قطره اشک در چشمانم خانه کرده سخت است درد انتظار این قطره بدبخت نمی داند ماندنیست یا رفتنی قطره اشک بی گناه بر دوراه است هرچه باشد باید برود! چه بیایی چه نیایی او میرود یا از شوق دیدار یا از درد دوری جاری خواهد شد پس چه بهتر که از شوق دیدار تو برود سلام.امیدوارم که نماز و روزه هاتون قبول باشه.این پست از خودمه.این یکی رو از جایی کش نرفتم!!!! دوستون دارم التماس دعا. راستی داشت یادم میرفت باید یه چیز خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی مهم رو به شما بگم.چیزی که میخوام بگم خیلی مهمه ............................نظر یادتون نره!!! نیست در کنارم کاش بود و میدید بی کسیم درد هجرش کشیده مرا در کشتزار غم کشته مرا بی بودنش غم گسار غم گشته ام همدم تنهای گردیده ام بهار خزان شده ام آری چنین است سرنوشت عاشقی سلام.من برگشتم.سفر خیلی خیلی خوبی بود.خیلی حال داد جای همه تون حسابی خالی بود.راستی رمضان،ماه خدا بر همه تون مبارک باشه،امیدوارم تموم روزه هاتون رو بگیرین.من که یکی خوردم.میتونستم بگیرما ولی...حالا. این هم یه شعر با حال واسه همتون باز در خلوت من دست خیال صورت شاد تو را نقش نمود بر لبانت هوس مستی ریخت در نگاهت عطش طوفان بود یاد آن شب که تورا دیدم و گفت دل من با دلت افسانه عشق چشم من دید در آن چشم سیاه نگهی تشنه و دیوانه عشق یاد آن بوسه که هنگام وداع بر لبم شعله حسرت افروخت یاد آن خنده بیرنگ و خموش که سرا پای وجودم را سوخت رفتی و در دل من ماند بجای عشقی آلوده به نومیدی و درد نگهی گمشده در پرده اشک حسرتی یخ زده در خنده سرد سلام به دوستای عزیزم.امیدوارم که حالتون خوب باشه و شعله عشقتون فروزان. فکر کنم با دیدن عکسی که این زیره فهمیده باشین قضیه چیه. آره امام رضا امسال میون یه ماه مارو دوبار طلبید.با اجازه همتون شنبه ای که میاد میرم.دوشنبه هفته بعد هم بر میگردم.اگه بدی کردم اگه خوبی کردم ببخشید و حلالم کنید. سلام.خیلی خوشحالم که این پست رو خودم نوشتم و از جایی آچار نکردم. نظر یادتون نره. شاید امشب تمام شود شاید امشب تنهاییم تمام شود شاید امشب تجربه کنند پایان را گریه هایم شاید امشب را پایانی باشد شاید پایانی باشد برای سیاهی شاید امشب غم آن چهره شاد خود را نشان دهد برگرد شاید این و شب سیاهیهایش تموم بشن شاید اشکهایم با دیدنت روی آمدن نداشته باشند بیا که قلب کوچکم برایت در ثانیه هزاران بار میتپد سلام به همه ی دوستام ممنون از اینکه به کلبه حقیرانه من سر میزنید. نمیدونم چرا امروز هرچی فکر میکنم چیزی نمیاد که بنویسم!!!؟؟؟ شاید فکرم جایی مشغوله شاید لم جای دیگه ای باشه.نمیدونم فقط خدا میدونه چرا؟ به خودم گفتم حالا چیزی واسه نوشتن ندارم بهتره یه شعر از دیوان امام خمینی(ره) واسه تون بذارم،امید وارم خوشتون بیاد در ضمن نظر یادتون نره!!! عمررا پایان رسید و یارم ازدر،درنیامد قصه ام آخرشد و این غصه را آخر نیامد جام مرگ آمد بدستم جام می هرگز ندیدم سالها بر من گذشت و لطفی از دلبر ندیدم مرغ جان در این قفس بی بال و پر افتاد و هرگز آنکه باید این قفس را بشکند از در نیامد سلام. امیدوارم که حال و احوالتون خوب باشه. تولد امام حسین(ع) رو به شما و تمام شیعیان و محبّان این مرد بزرگ تبریک میگم. به مناسبت تولد این ستاره از میون چهارده ستاره تصمیم گرفتم چند سخن زیبا از این امام مهربون واسه تون بذارم امید وارم ازشون درس بگیرین یا بهتره بگم خوم درس بگیرم.(راستی به جمله اول خیلی خیلی دقت کنید) کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد،دیرتر به آرزویش میرسد و زودتر به آنچه میترسد گرفتار میشود. از نشانه های عالم،نقد سخن و اندیشه خود وآگاهی از نظرات مختلف است. شکر نعمتهای گذشته موجب میشود که خدای متعال نعمت های تازه ای به انسان لطف کن(شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند)





.jpg)

| Design By : Night Skin |


